عصر اون روز

موسیقی و ...

 
بگو که دوسم داری
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
 

 

اگه یه روز تو بهم بگی دوستت دارم هیچی بهت نمی گم فقط لبخند میزنم.

پس حالا بخند...


 
comment نظرات ()
 
 
گذاشتم که بره!
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
 

 

پروا نکن که امروز  بی منی 

پرواز کن که تا همیشه با منی .

انگار همیشه یکی باید  بیدار باشه... مثل لالا ئی

 


 
comment نظرات ()
 
 
همین حالا
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
 

جوری نگاهم می کنی که انگار اگر دستم را دراز می کردم به تو می رسیدم.

شاید روزی با شهامت به همه بگویم که تمام اینها خیال پردازی بود.

چرا روزی دیگر  همین حالا ...


 
comment نظرات ()
 
 
ناصر عبداللهی
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱
 

آذر آخرین ماه پائیز . موسیقی پاپ ایران یکی از بهترین خوانندگان خود را از دست داد. تقریبا" یک هفته قبل از طریق یکی از دوستانم خبر دار شدم که ناصر عبداللهی در بیمارستانی در بندر عباس بستری شده است.در تماسی که با محمد علی بهمنی داشتم ایشان صحت این خبر را تائید کردند که البته از چگونگی این اتفاق خبر چندانی نتوانستم بگیرم. بعد از پیگیری های زیاد خبری ناگوار تائید شد:* ناصر عبداللهی در کماست.* دو روز بعد مدیر عامل شرکتی که آخرین اثر ناصر عبداللهی را تهیه کرده بود (ماندگار) با من تماس گرفت و گفت: قرار است امشب ناصر را با آمبولانس هوائی به تهران منتقل کنند.برای اینکه جلوی بیمارستان(هاشمی نژاد) شلوغ نشود کسی از ماجرای انتقال ناصر خبر نداشت. حدود ساعت یازده و نیم آمبولانس وارد خیابان ولی عصر (عج) شد و من ناصر عبداللهی را بعد از چند ماه دیدم : بیهوش بود .موهای صورتش را اصلاح کرده بودند. لاغر شده بود.  انگار خودش هم تمایلی به ادامه زندگی نداشت.                                                                                                                                    چند روز قبل از این حادثه ! تلفنی با هم صحبت  کرده بودیم. بندر عباس بود . آخر مدتی بود که به دلایل شخصی به بندر عباس نقل مکان کرده بود. این اواخر شرایط خوبی نداشت. حرفهای عجیب و غریب می زد. روحیه اش رو به راه نبود.

سوالی که تا به امروز هوادارانش از من و شاید خیلی از دوستانش پرسیده اند اینکه : زنده یاد ناصر عبداللهی چگونه مرد ؟ آیا بطور کاملا" طبیعی از دنیا رفت ؟ آیا مسئله خانوادگی بوده ؟ آیا مرگ ناصر ربطی به مسائل اعتقادی اش داشته ؟ آیا او را کشتند ؟!طبق نظریه پزشک قانونی هم که البته در رسانه ها ، اعلام شده بود ...

ناصر عبداللهی یک سالی بود که بطور محترمانه ای بایکوت شده بود و عملا" حضور چندان فعالی در عرصه هنری نداشت. شاید تنها فعالیتش کار بر روی آلبوم پنجمش (ماندگار) بود. طبق گفته خودش تلوزیون مایل به حضور مداوم او نبود و کنسرت هایش به دلایل نا معلومی کنسل می شد. همه چیز دست به دست هم داده بود تا شرایط خوبی نداشته باشد.

زنده یاد ناصر عبد اللهی هنرمندی خود ساخته . مردمی وفروتن بود. اطرافیان و دوستانش او را به خاطر شخصیتش دوست داشتند.  جزو معدود کسانی بود که من از کار کردن باهاش لذت می بردم. چهار قطعه :هوای حوا . بچه های خیابان . بهت نگفتم تا حالا و تنها (نه صدای پا میاد..) را با تفاهم کامل کار کردیم که امروز من به تمام آنها افتخار می کنم.

روح بلندش شاد   


 
comment نظرات ()
 
 
پائیز
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢
 

این که من حسودم و تو نمی دونی ... حکایت ایه 

پائیز داره تموم می شه.

تو چقدر عوض شدی !

راستی چرا آهنگهای خاطرات ما همشون غمگین بود؟

مشترکاتمون زیاد بود یا رعایت حال همدیگر و می کردیم؟

ببین! دارم شک می کنم. 


 
comment نظرات ()
 
 
یکی بود. اما یکی نبود.
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧
 

یکی پیدا می شه زیبا تر از تو...

یکی پیدا می شه عاشق تر از من ؟ 


 
comment نظرات ()
 
 
تنهائی
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٦
 

دیروز اتفاقی تو را جائی دیدم. تنها نبودی...                                                          

اما خوشبخت هم نبودی.


 
comment نظرات ()
 
 
٨/٨/٨٨
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٩
 

دیشب ٨/٨/٨٨ تقارن زیبائی که مصادف شده بود با تولد امام رضا(ع) به برنامه ای در سالن همایش های دانشگاه شهید بهشتی دعوت شده بودم برای اجرای دو سه تا از آثارم. دوست خوبم فرزاد حسنی برنامه گذار این مراسم  بود و دوست و همکار عزیز دیگرم فرزاد حسنی(مجری) هم اجرای این کنسرت را بر عهده داشت.این هم از دومین تقارن آنهم سه فرزاد در همین شب که دو نفرشان در فامیلی هم مشترک بودند.

اولین قطعه ای که اجرا کردم دروغ محض بود (اینکه میگم دوست دارم).آهنگ دوم توی چشمای سیاهت بود که با شور و هیجان مردم شروع شد . اواسط اجرای همین کار بودم که یکی از ماموران امنیتی سالن آمد روی صحنه تا در گوشم چیزی بگوید آنهم اینکه سریعا" برنامه را جمع کنم چون به دلیل شادی و هیجان مردم احتمال دارد برنامه متوقف شود. من که قرار بود کار دیگری را هم اجرا کنم با اشارهء مدیر سالن متوجه شدم که در بین شلوغی سالن باید صحنه را ترک کنم تا کار دیگری دست آنها و خودم ندهم.

ضمنا" دیشب محمدرضا فروتن عزیزم را هم دیدم که دلم برای بازی اش در شب یلدا تنگ شده. 


 
comment نظرات ()
 
 
ماندن یا نماندن. مسئله این است
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢
 

چند شب پیش یکی از دوستان همکارم که سالها قبل به دلیل تنگ نظری های بعظی ها از ایران کوچ کرده به من تلفن زد. ستاره ای که حضورش رونقی بود در میان خیل عظیم مقلدان و شلوغ کن های بی استعداد.

ظاهرا" دلش چندان برای اینجا تنگ نشده بود و معتقد بود چیزی عوض نشده وتازه اوضاع بدتر هم شده .

سالی که میرفت از ایران یادم هست در مورد ضرورت موزیک ویدئو و اینکه در شرایط کار رسمی امکانش وجود ندارد با هم بسیار بحث کردیم که تا حدود زیادی موافق بودم.  و اما امروز همه ما به این نتیجه رسیده ا یم که خواننده رسمی و مجاز در حال حاظر از بزرگترین ویترین وابزار خود محروم است و در صورت ارائه موزیک ویدئو حتی با رعایت تمام خطوط قرمز با شدیدترین محرومیت ها و ممنوعیت ها روبرو خواهد شد.

ماجرای مجوز اجرای  کنسرت و نبود سالنهای کنسرت و .......... بگذریم                  

خداوند آخر و عاقبت همه مان را به خیر کند. انشاءالله 


 
comment نظرات ()
 
 
فردا بسیار روشن است
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤
 

نگران اینم که تو حالم را نفهمی . من که ماندم اما تو برنگرد ، بمان در خوشبختی ، پشت سر همیشه پشیمانی است ،  نگرانی است .

این که تو نیستی و من هنور در انتظارم لذتی است تاریخی و بی نهایت .

من در گذشته مان می مانم ، تو دیگر نگران نباش . آینده برای تو حتی آینده من .


 
comment نظرات ()