عصر اون روز

خدا ، عشق و من …

 
عصر اونروز
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧
 
     چه خوابها ئی برای هم دیده بودیم٬ من که هنوز برایت خوابهای طلائی می بینم

    توی خواب هم اون چشمات هنوز دیوونه ام می کنه٬ چشمای سیاهت! یادمه

    وقتی می رفتی... بگذریم.

    هنوزم نمی دونم٬ نمی دونم این عادت یا عشق٬اما می دونم که امروز تو با منی

    اما نه با این من!

    ولی یاد تو همیشه اینجاست٬ اینو جدی می گم٬ نمی تونم ترانه ای را بخونم و به 

    یادت نیفتم . بگو که هنوز دوستم داری! بگو که دروغ محض نیست.

    همه حرفای قشنگت رو بهم برگردون

     عصر اونروز زیر بارونو بهم برگردون...


 
comment نظرات ()
 
 
نقد موسیقی روز : (1)
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳
 
     * هر ستاره شبی است که از تو دورم

 

                                                              کاش اسمان ستاره نداشت ! *

تا به حال به این فکر کرده اید که عاشقانه های یک شاعر ٬ اهنگساز و یا حتی خواننده می تواند

 واو به واو  زندگی خودش باشد و یا صرفا" یک اثر کاملا" حسابگرانه جهت خوشامد مخاطب؟

واقعا" چطور می شود فهمید یک اثر عاشقانه از کدام موارد ذکر شدهء  فوق است ؟

ایا در این شرایط تولید و مصرف فوری ٬ تمامی محصولات موسیقیا یی ارائه شده ٬ جهت جذب

مخاطب است؟

ایا  میتوان برای بعظی از انها اصالت و استقلال هنری و احساسی قائل شد؟  انهم در شرایطی که 

بیشتر این تولیدات حتی از پائین ترین سطح کیفی برخوردار نیست؟ یا اینکه باید بپذیریم  کیفیت و

استاندارد اثر ربطی به شاخصه های هنری اش ندارد و این حرف و ایده است که تمامی ماجرا را

پیش می برد .

یا اینکه عبارت : باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید! توجیه خوبی برای گذشتن یا بهتر بگویم 

گذشت کردن از ابتدایی ترین اصول مرسوم هر کاری است؟  

منتظر نظرات تان می مانم...


 
comment نظرات ()