عصر اون روز

خدا ، عشق و من …

 
سوال بی جواب
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤
 

امروز داشتم به این فکر می کردم که مخاطب چه انتظاراتی از من دارد . منظورم بیشتر در مورد موسیقی است .

یعنی اینکه واقعا چه کارهایی را دوست دارد از من بشنود ؟

چه کارهایی را تابخال دوست نداشته است ؟ یا تصور کرده که من نباید اجرا می کردم ؟

یا اصلا اینکه اگر فلان کار را این طور یا آن طور اجرا می کردم بهتر بود ؟!

همین طور در مورد مضمون ترانه ها ، اینکه چه مضمونی داشته باشد با سلیقه آنها جور تر است ؟

و حتی از این هم فراتر می روم با چه ترانه سرایی بهتر است کار کنم یا کار نکنم ؟ با وجود اینکه من اهنگسازی وتنظیم آلبوم هایم را خودم انجام می دهم آیا بهتر است از آهنگساز یا تنظیم کننده ای هم استفاده کنم ؟

اینها سوالاتی بود که من حتما نمی توانم به آنها جواب دهم !!!!


 
comment نظرات ()
 
 
رسم عاشقی
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢۳
 

این روزها دارم به عرضه یک آلبوم جدید فکر می کنم . یک آلبوم عاشقانه ، نمی دانم چقدر می تواند با شرایط اجتماعی روز هماهنگ باشد ...

قطعات این مجموعه روایتگر دوسال اخیر زندگی من وشاید خیلی از هم نسلانم است که در قالب ترانه و موسیقی و کلام شکل گرفته است .

هرقطعه مرا یاد کسی ،جایی وچیزی  می اندازد که عزیز است و همچنان یادش گرامی .

امیدوارم کسانیکه در تمام این سالها به من گوش سپرده اند هنوز مرا از یاد نبرده باشند چون می خواهم وعده اثری را بهشان دهم که اگر عاشق باشند حکایت احساس تمامی آنهاست و اکر نباشند و یا هنوز نشده اند به آن فکر خواهند کرد .

باور کنید دنیای بدون عشق دنیای بی رحم تری است . جزئیات این مجموعه را در روزهای آینده با شما در میان خواهم گذاشت ....

رفتن به سادگی نیست

موندن همیشگی نیست

باران من کجایی

این رسم عاشقی نیست

 

 


 
comment نظرات ()