عصر اون روز

خدا ، عشق و من …

 
٨/٨/٨٨
نویسنده : فرزاد فرومند - ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٩
 

دیشب ٨/٨/٨٨ تقارن زیبائی که مصادف شده بود با تولد امام رضا(ع) به برنامه ای در سالن همایش های دانشگاه شهید بهشتی دعوت شده بودم برای اجرای دو سه تا از آثارم. دوست خوبم فرزاد حسنی برنامه گذار این مراسم  بود و دوست و همکار عزیز دیگرم فرزاد حسنی(مجری) هم اجرای این کنسرت را بر عهده داشت.این هم از دومین تقارن آنهم سه فرزاد در همین شب که دو نفرشان در فامیلی هم مشترک بودند.

اولین قطعه ای که اجرا کردم دروغ محض بود (اینکه میگم دوست دارم).آهنگ دوم توی چشمای سیاهت بود که با شور و هیجان مردم شروع شد . اواسط اجرای همین کار بودم که یکی از ماموران امنیتی سالن آمد روی صحنه تا در گوشم چیزی بگوید آنهم اینکه سریعا" برنامه را جمع کنم چون به دلیل شادی و هیجان مردم احتمال دارد برنامه متوقف شود. من که قرار بود کار دیگری را هم اجرا کنم با اشارهء مدیر سالن متوجه شدم که در بین شلوغی سالن باید صحنه را ترک کنم تا کار دیگری دست آنها و خودم ندهم.

ضمنا" دیشب محمدرضا فروتن عزیزم را هم دیدم که دلم برای بازی اش در شب یلدا تنگ شده. 


 
comment نظرات ()