عصر اونروز

     چه خوابها ئی برای هم دیده بودیم٬ من که هنوز برایت خوابهای طلائی می بینم

    توی خواب هم اون چشمات هنوز دیوونه ام می کنه٬ چشمای سیاهت! یادمه

    وقتی می رفتی... بگذریم.

    هنوزم نمی دونم٬ نمی دونم این عادت یا عشق٬اما می دونم که امروز تو با منی

    اما نه با این من!

    ولی یاد تو همیشه اینجاست٬ اینو جدی می گم٬ نمی تونم ترانه ای را بخونم و به 

    یادت نیفتم . بگو که هنوز دوستم داری! بگو که دروغ محض نیست.

    همه حرفای قشنگت رو بهم برگردون

     عصر اونروز زیر بارونو بهم برگردون...

/ 4 نظر / 15 بازدید
behzad

ba salam va arezoye movafaghiyat baraye shoma doste aziz va gerami [گل]

ندا

به نام خدا سلام... این ترانه رو شنیدم یه روز یه جایی...نمی دونم.اتفاقی به دستم رسید. صدای شماست یا ممکنه شخص دیگه ای هم خونده باشه؟

ساغر (سکوت)

عصر اون روز زیر بارونو بهم برگردون[گریه][گریه][گریه]

داريوش

درود . وبلاگ زيبا و پر محتوايي دارين . استفاده بردم . خوشحال ميشم يه سري به آلونك تنهايي ما بياين .